توسط
| یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۹ | 23:54
این روزها خودم هستم و خودم .
خودم را پهن می کنم روی بند رخت . زیر آفتاب
آفتاب که می خورد به تنم
تنهایی بساطش را جمع می کند و می رود .
نی م را از توی جیبم بیرون می آورم
برای بهار می زنم
دیگر وقت آمدن است ...
سمانه م ولی بیشتر پرنده م